خاتــون

نوشته‌ها و ترجمه‌ها

خاتــون

نوشته‌ها و ترجمه‌ها

خاتــون

روزگـاری، کلمات، زبان بودند؛
اکنون سکــوت... .

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
فارسی‌ها

۴۸ مطلب با موضوع «ترجمه‌ها :: شعر» ثبت شده است

ـ

أَکرَهُ العِیدَ الذی لا یَأَتینی بِک

والفَرحة التی یَنقصها وجودُک 

والاحتِفالات التِی تَفتَقِدُ وجهک

أَحتاج صَوتک لِیبدأَ عیدی...

::

از آن عید که تو را پیش من نمی‌آورد بیزارم

و از آن شادمانی که تو را کم دارد

و از جشن‌هایی که صورت تو را از دست می‌دهند..

من برای شروع عیدم به صدای تو نیاز دارم...


_ نبال قندس

برگردان: اسماء خواجه‌زاده _ 

  • خاتون

ـ

هُل ترید أن تعرف سرّ قوّتی؟

لا أحد أحبّنی حقاً قط...

::

می‌خواهی راز قدرت مرا بدانی؟

هیچ‌کس هیچ‌وقت واقعاً مرا دوست نداشت...


_ غاده السمان 

برگردان: اسماء خواجه‌زاده _ 

  • خاتون

ـ 

وقتی عاشقم

احساس می‌کنم مثل پر سبک می‌شوم...

روی ابرها راه می‌روم

نور خورشید را می‌دزدم

و ماه‌ها را شکار می‌کنم...

وقتی عاشقم

احساس می‌کنم دنیا وطن من است

می‌توانم از روی دریا بگذرم

و هزاران رودخانه را رد کنم...

می‌توانم بدون گذرنامه این طرف و آن طرف بروم

مثل کلمات... مثل افکار...

وقتی تو محبوب من باشی 

ترس و ضعفم از بین می‌رود

احساس می‌کنم قوی‌ترین زن روی زمینم...

و با صدای بلند نام تو را

در پاریس، لوزان، و میلان بر زبان می‌آورم...

و به تمام کافه‌ها سر می‌زنم

کافه به کافه...

و به کارگران جاده‌ها

رانندگان اتوبوس  

گل‌های روی بالکن

و حتی مورچه‌ها 

و زنبورها 

و گربه‌های خیابان می‌گویم

که من عاشقم 

عاشقم

عاشقم...


ـ سعاد الصباح 

برگردان: اسماء خواجه زاده ـ 


  • خاتون

ـ 

[انا لست حزینة

انا حزن العالم!

ففی صدری وطن یبکی...]

..

من اندوهگین نیستم

خودْ اندوهـ ِ عالمم

و سرزمینی در سینه‌ام گریه می‌کند...


ـ غاده السمان 

برگردان: اسماء خواجه‌زاده ـ 

  • خاتون

به نام حضرت باران


ظاهرا احمد الرفاعی

برگردان: اسماء خواجه‌زاده 


قالُوا أَتَنْسَى الَّذی تَهْوى فَقُلْتُ لَهُمْ 

یا قَوْمِ مَنْ هُوَ رُوحِی کَیْفَ أَنْسَاهُ...

::

گفتند: آیا محبوب ِ خویش را از یاد می‌بری؟

گفتم: ای مردم! کسی را که جان ِ من است چگونه از یاد ببرم؟



  • خاتون

به نام حضرت باران

شعر: سعاد الصباح

برگردان: اسماء خواجه زاده

در میان مردهای جهان مردی را می‌شناسم 
که سرگذشت مرا دو نیم کرده است..
مردی را می‌شناسم 
که مرا مستعمره‌ی خود می‌سازد
آزادم می‌کند.. 
گردهم می آوردَم.. 
پراکنده‌ام می‌کند..
و در دست‌های قدرتمندش پنهانم می‌کند...
  • خاتون
به نام حضرت باران
سعاد الصباح (+)
برگردان: اسماء خواجه زاده
قل لی
هل أحببت امرأة قبلی؟
قل لی لغة ...
لم تسمعها امرأة غیری ...
قل لی:
إنی الحب الأول
قل لی:
إنی الوعد الأول...
  • خاتون

به نام حضرت باران

شعر: نزار قبانی (+)

برگردان: اسماء خواجه زاده

أتجوَّلُ فی الوطنِ العربیِّ

لأقرأَ شعری للجمهورْ

فأنا مقتنعٌ

أنَّ الشعرَ رغیفٌ یُخبزُ للجمهورْ

وأنا مقتنعٌ منذُ بدأتُ

بأنَّ الأحرفَ أسماکٌ

وبأنَّ الماءَ هوَ الجمهورْ...

  • خاتون

به نام حضرت باران

محمود درویش

برگردان: اسماء خواجه زاده

أنت لست لی..
ولکنی أحبک.. 
  • خاتون

به نام حضرت باران

از: هوامش على دفتر النکسة/ نزار قبانی (+)

برگردان: اسماء خواجه زاده

لا تلعنوا السماءْ

إذا تخلّت عنکمُ..

لا تلعنوا الظروفْ

فالله یؤتی النصرَ من یشاءْ

ولیس حدّاداً لدیکم.. یصنعُ السیوفْ

  • خاتون

به نام حضرت باران

شعر: غاده السمان (+)

برگردان: اسماء خواجه زاده

فی أی غرف بیتک تقع صور حبیباتک

لأعلق لهن الأزهار و زینات العید؟

اعذرنی... حبی لک غیر متحضر

یجهل الغیرة و شهیة التملک...

انه عفوی... بدائی.. ساذج...  بسیط کالمطر

  • خاتون

به نام حضرت باران

شعر: امام حسن مجتبی علیه‎السلام

برگردان: اسماء خواجه زاده

1. قل للمقیم بغیر دار إقامةٍ حان الرحیل فودّع الأحبابا

2. انّ الذین لقیتهم وصحبتهم صاروا جمیعاً فی القبور ترابا

::

::

  • خاتون
به نام حضرت باران
بخشی از شعر: فراقک مسمار فی قلبی/ غاده السمان (+)
برگردان: اسماء خواجه زاده

اذکر بحزن عمیق
أول مرة ضممتنی الیک
وکنت ارتجف کلص جائع
وکنا راکعین على الأرض حین تعانقنا
کما لو کنا نصلی
اجل! کنا نصلی...

أذکر بحزن عمیق
یوم صرخت فی وجهی:
  • خاتون

به نام حضرت باران

محمود درویش

برگردان: اسماء خواجه زاده

یوماً ما قلنا لن نفترق إلا بالموت… 

تأخر الموت و افترقنا..

::

::

  • خاتون

به نام حضرت باران

از: شهرزاد الخلیج (+)

برگردان: اسماء خواجه زاده

عندما یحب الرجل المرأة بصمت ..

یخسر کل شیء حتى هی...

وعندما تحب المرأة الرجل بصوت..

 تخسر کل شیء حتى هو!

ففی الحب الصمت جریمة الرجل

والصوت جریمة المرأة...

::

::

  • خاتون