خاتــون

نوشته‌ها و ترجمه‌ها

خاتــون

نوشته‌ها و ترجمه‌ها

خاتــون

روزگـاری، کلمات، زبان بودند؛
اکنون سکــوت... .

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
فارسی‌ها

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فاطمه زهرا (س) در کتب اهل سنت» ثبت شده است

به نام حضرت باران

نوشته: د. یحیی رمزی محسن

برگردان: اسماء خواجه زاده

تألیف‌های قرن چهارم

5ـ تزویج فاطمة بنت رسول الله (ص) بعلی بن ابی طالب (علیهماالسلام)

رویانی، محمد بن هارون (ت 307 هـ/ 919 م).

محقق طباطبایی از آن نام برده و به وجود نسخه مخطوطی از آن در دار الکتب الظاهریه در دمشق (ش 129 ـ تصوف، ورقه 142 ـ 144) اشاره کرده است. اسماعیل بن موسی بن حمد بن علی بن احمد خابوری آن را نوشته است، و سماع سال 717 بر آن است. نسخه عکس‌برداری شده‌ای از آن در کتابخانه آیت الله العظمی مرعشی در قم موجود است (ش 2/1330، 1047 ـ حدیث).

 

6ـ فضائل فاطمه

بغوی، عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز (ت 317 هـ/ 929 م).

محقق طباطبایی به آن اشاره کرده و گفته: «ابوعمرو محمد بن یحیی بن حسن در کتاب خود «قوارع القرآن» از آن نام برده است.. 


7ـ اخبار فاطمة و الحسن و الحسین (رضی الله عنهم)

ابن ابی الثلج، محمد بن احمد بن محمد کاتب بغدادی ( ت 325 هـ / 936 م).

نجاشی در نوشتن شرح حال او بعضی از مصنفاتش را برشمرده که این کتاب از جمله آنهاست. هم‌چنین بغدادی، طهرانی، و خویی در معجم خود از او نام برده است.

  • خاتون

 به نام حضرت باران

 

نوشته: د. یحیی رمزی محسن

برگردان: اسماء خواجه زاده

افراد زیادی از مذاهب مختلف به میراث اهل بیت (ع) توجه نشان داده‌اند، به نحوی که تألیفات متعددی درباره سیره حضرت زهرای بتول (ع) نوشته شده است. نوشته پیش رو به بیان تألیفاتی می‌پردازد که از قرن دوم هجری با موضوع حضرت زهرا (ع) به رشته تحریر درآمده است. ابومخنف، لوط بن یحیی بن سعید ازدری (ت 157 هـ/ 773 م) تا قرن چهارم هجری نخستین کسی است که درباره حضرت زهرا (س) اثر تألیف کرده است.

این نوشته شامل کتاب‌هایی که روایات منقول از حضرت صدیقه (ع) را آورده‌اند، مانند مسند احمد بن حنبل و بحار علامه مجلسی، نمی‌شود. هم‌چنین شامل تالیفاتی که به زبان‌های غیرعربی ـ مثلا فارسی ـ نوشته شده نمی‌شود. این نوشتار بر اساس سیر تاریخی تدوین شده و بر حسب قرن تألیف اثر عنوان‌بندی شده است.

 

تصنیفات قرن دوم:

1ـ کتاب خطبة الزهراء (ع)

ابومخنف، لوط بن یحیی بن سعید ازدی (ت 157 هـ / 773 م). شیخ طوسی آن را در الفهرست آورده و کتاب را متعلق به او دانسته است. صاحب الذریعه اسم کتاب را چنین گفته است: «خطبة الزهراء لأمیرالمؤمنین لم یذکر شیء منها فی نهج البلاغة».

 

تصنیفات قرن سوم:

2ـ اخبار الفاطمیات

  • خاتون

به نام حضرت باران

از کتاب: حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء/ حافظ ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی

برگردان: اسماء خواجه زاده

روایاتی که تحت این عنوان نقل می‌شود، از جمله روایاتی است که در کتب اهل سنت درباره حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نقل شده است (تنها ترجمه روایات ـ بدون تعلیق یا حاشیه ـ قرار می‌گیرد).


4/ عبد الله بن محمد بن عثمان واسطی از یعقوب بن ابراهیم بن عباد ابن العوام از عمرو بن عون از هشام از یونس از حسن از انس روایت می‌کند: رسول خدا (ص) فرمود: چه چیز برای زنان بهتر است؟ ما ندانستیم چه جوابی بدهیم. پس علی نزد فاطمه رفت و فاطمه جواب آن را گفت و به علی گفت: برای زنان بهتر است که مردی را نبینند و مردان آنان را نبینند. علی بازگشت و این پاسخ را برای پیامبر (ص) نقل کرد. پیامبر به علی فرمود: چه کسی این را به تو یاد داد؟ گفت: فاطمه. پیامبر فرمود: «به راستی که فاطمه پاره تن من است». سعید بن مسیب روایتی مانند این روایت را از علی نقل کرده است.

  • خاتون

به نام حضرت باران

از کتاب: حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء/ حافظ ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی

برگردان: اسماء خواجه زاده

روایاتی که تحت این عنوان نقل می‌شود، از جمله روایاتی است که در کتب اهل سنت درباره حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نقل شده است (تنها ترجمه روایات ـ بدون تعلیق یا حاشیه ـ قرار می‌گیرد).


کتاب حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء نوشته ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی، متوفی 430 هـ ق. جزء دوم، شماره 133، صفحه 39


حدیث (1)

عبدالله بن جعفر از یونس به حبیب از ابوداود از ابوعوانه از فراس بن یحیی از شعبی از مسروق برای ما چنین روایت نقل کرد که: عایشه گفت: زمانی که پیامبر (ص) بیمار بود و در اثر آن بیماری از دنیا رفت، ما نزد آن حضرت بودیم ـ و هیچ یک از ما او را تنها نگذاشت ـ که فاطمه آمد، و راه رفتن او همانند راه رفتن رسول خدا (ص) بود. پیامبر (ص) وقتی او را دید فرمود: «خوش آمدی دخترم». آنگاه او را در سمت راست ـ یا سمت چپ ـ خود نشاند و سپس به او خبری داد که فاطمه از آن گریست. از میان زنان آن حضرت من به فاطمه گفتم: از میان ما پیامبر تو را برای بیان اسرار برگزید، آنگاه تو گریه می‌کنی؟ پس از آن پیامبر (ص) به او خبری داد و فاطمه (س) خندید. 

عایشه گوید: به فاطمه گفتم: تو را به حق خودم ـ یا مال خودم ـ که بر تو دارم قسم می‌دهم که مرا از سخنانی که پیامبر (ص) به تو فرمود خبر دهی. فاطمه (س) فرمود: من اسرار رسول خدا (ص) را فاش نمی‌کنم.

پس چون پیامبر (ص) از دنیا رفت [دوباره] از فاطمه (س) پرسیدم. فرمود: حال می‌گویم. گریه‌ام برای این بود که پدرم فرمود: جبرییل هر سال یک بار قرآن را بر من عرضه می‌کرد، اما امسال دو بار عرضه کرد و دلیلی نمی‌بینم جز اینکه اجلم نزدیک شده باشد؛ و من گریه کردم. 

  • خاتون