خاتــون

نوشته‌ها و ترجمه‌ها

خاتــون

نوشته‌ها و ترجمه‌ها

خاتــون

روزگـاری، کلمات، زبان بودند؛
اکنون سکــوت... .

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
فارسی‌ها

۶ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۳ ثبت شده است

ـ 

نام: نامه به فلیسه (دوجلد)

نویسنده: فرانتس کافکا

برگردان: مرتضی افتخاری

نشر: نیلوفر


از کتاب:

ـ هیچ‌چیز غم‌انگیزتر از این نیست که آدم نامه‌ای را به یک نشانی مشکوک بفرستد. آن؛ دیگر به یک آه بیشتر شباهت دارد تا به یک نامه.


ـ آرامش و تمرکز خودم را از دست داده‌ام و پیوسته و لاینقطع می‌خواهم شکایت کنم، گرچه امروز دیگر نمی‌تواند دیروز باشد. اما حسن قضیه این است که وقتی ناراحتی انباشته شود بالاخره سرریز می‌کند و روزهای بهتری را به دنبال می‌آورد.


ـ آدم نباید در برابر غیرممکن‌های کم اهمیت به زانو درآید، وگرنه غیرممکن‌های مهم‌تر به چشم نخواهند آمد.


ـ ...


دانلود (+)

  • خاتون

به نام حضرت باران

اسماء خواجه زاده

بچرخ ای شادی مبـهم

            به رقـص آ و جهانم را به رقـص آور

                                            مرا از مرگــــ برگردان...

  • خاتون

به نام خداوند

 

باب فعل/ مواضع رفع و نصب فعل مضارع

6. فعل مضارع ِ خالی از نواصب و جوازم و تمام چیزهایی که موجب مبنی شدن آن شود، مرفوع می شود.

 

7. وقتی یکی از حروف ناصبه بر سر فعل مضارع بیاید، فعل منصوب می شود. 

[حروف ناصبه: ان، لن، اذن، کی، لکی، لام تعلیل، لام تاکید، حتی، او، فاء سببیت مسبوق به نفی محض یا طلب محض، واو معیت مسبوق به نفی یا طلب، واو/فاء/ ثم/ او عطف شده بر اسم جامد یا غیر مؤول]

 

[توضیح]

أن:

فایده: «ان» اگر ـ بعد از فعلی که دال بر یقین باشد بیاید، فعل مضارع را منصوب نمی‎کند، بلکه در این صورت مخفف از ثقیله است.

ـ اگر بعد از فعل ظنی بیاید هر دو وجه جایز است.

در سایر موارد یا اگر در ابتدا قرار بگیرد، ناصبه است و با صله‎اش تأویل به مصدر می‎شود، که معمولا یا (متعلق به عامل قبلش است) یا (بنابر مبتدا بودن در موضع رفع است).

  • خاتون

ـ

نام: بابا گوریو (+)

نویسنده: انوره دو بالزاک 

برگردان: م. ا. به آذین

نشر: سازمان کتاب‌های جیبی/ چاپ چهارم سال 1341 خورشیدی.


از کتاب:

ـ او شبیه بسیاری از کسان بود که به نزدیکان خود اعتماد نمیکنند، ولی راز دل خود را به اولین کسی که بر سر راه خود ببینند میگویند. این یک پدیده اخلاقی عجیب ولی واقعی است، که ریشه آن را به آسانی میتوان دردل انسانی پیدا کرد. شاید برخی اشخاص در میان کسانی که با آناه محشورند دیگر چیزی نمیتوانند به دست آوردند، به این معنی که بی برگ و باری روح خود را به آنان نشان داده اند و در دل حس میکنند که آنها همانطور که شایسته است درباره‌شان به سختی قضاوت می‌نمایند. اما چون احتیاج غلبه‌ناپذیری در آنها است که از یکی تعریف بشنوند، یا چون به شدت میل دارند خود را واجد صفاتی جلوه دهند که از آن محرومند، این است که به اشخاص بیگانه رو می‌آورند تا احترام یا محبت آنان را به خود جلب کنند، حتی اگر احتمال آن باشد که به زودی هم این و هم آن را از دست بدهند.

  • خاتون

به نام حضرت باران


تحت المطر الرمادی/ سعاد الصباح (+)

برگردان: الف. خواجه‌زاده

زیر باران...

دیگر قادر نیستم... نه عشق بورزم، نه نفرت

نه سکوت کنم، نه فریاد بزنم

نه فراموش کنم، نه به یاد بیاورم

دیگر نمی‌توانم زن باشم...

چون تمام آرزوهایم به تعطیلاتی دور رفته‌اند

و قلبم... قوطی کنسرو ماهی است

که تاریخ انقضای آن سرآمده است...


  • خاتون

به نام حضرت باران

موضوع علم نحو

1. علم نحو درباره:

  • احوال آخر کلمات بعد از ترکیب،
  • و جایگاه مفردات در جمله و ساختار جمله از مفردات مطابق با عربی صحیح
بحث می‎کند.
 
2. الفاظ موقع ترکیب دو نوع هستند:
  • آخر آنها تغییر نمی‌کند. به اینها (مبنی) می‌گویند.
  • آخر آنها در حالات مختلف تغییر می‎کند. به اینها (معرب) می‌گویند.
  • خاتون