اسماء خواجه‌زاده

نوشته‌ها و ترجمه‌ها

اسماء خواجه‌زاده

نوشته‌ها و ترجمه‌ها

روزگـاری، کلمات، زبان بودند؛
اکنون سکــوت... .

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
پیوندهای روزانه
۳۱ مرداد۱۱:۰۳

ترجمه قسمتی از شعر «حب بلا حدود» نزار قبانی

یا سیدتی:
لا أتذکر إلا صوتک
حین تدق نواقیس الآحاد.
لا أتذکر إلا عطرک
حین أنام على ورق الأعشاب.
لا أتذکر إلا وجهک..
حین یهرهر فوق ثیابی الثلج..
وأسمع طقطقة الأحطاب..

::

بانوی من! جز صدای تو چیزی را به یاد نمی‌آورم

وقتی یکشنبه ناقوس کلیساها به صدا در می‌آید...

جز بوی خوش تو چیزی را به یاد نمی‌آورم

وقتی روی چمنها به خواب می‌روم...

جز روی تو چیزی را به یاد نمی‌آورم

وقتی برف از بالای لباسم سُر می‌خورد

 و صدای شکستنِ هیزمها را می‌شنوم...

شعر: نزار قبانی

ترجمه: اسماء خواجه‌زاده

 

خاتون | ۳۱ مرداد ۰۲ ، ۱۱:۰۳

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی