خاتــون

نوشته‌ها و ترجمه‌ها

خاتــون

نوشته‌ها و ترجمه‌ها

خاتــون

روزگـاری، کلمات، زبان بودند؛
اکنون سکــوت... .

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
فارسی‌ها

به نام حضرت باران

از کتاب: حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء/ حافظ ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی

برگردان: اسماء خواجه زاده

روایاتی که تحت این عنوان نقل می‌شود، از جمله روایاتی است که در کتب اهل سنت درباره حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نقل شده است (تنها ترجمه روایات ـ بدون تعلیق یا حاشیه ـ قرار می‌گیرد).


کتاب حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء نوشته ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی، متوفی 430 هـ ق. جزء دوم، شماره 133، صفحه 39


حدیث (1)

عبدالله بن جعفر از یونس به حبیب از ابوداود از ابوعوانه از فراس بن یحیی از شعبی از مسروق برای ما چنین روایت نقل کرد که: عایشه گفت: زمانی که پیامبر (ص) بیمار بود و در اثر آن بیماری از دنیا رفت، ما نزد آن حضرت بودیم ـ و هیچ یک از ما او را تنها نگذاشت ـ که فاطمه آمد، و راه رفتن او همانند راه رفتن رسول خدا (ص) بود. پیامبر (ص) وقتی او را دید فرمود: «خوش آمدی دخترم». آنگاه او را در سمت راست ـ یا سمت چپ ـ خود نشاند و سپس به او خبری داد که فاطمه از آن گریست. از میان زنان آن حضرت من به فاطمه گفتم: از میان ما پیامبر تو را برای بیان اسرار برگزید، آنگاه تو گریه می‌کنی؟ پس از آن پیامبر (ص) به او خبری داد و فاطمه (س) خندید. 

عایشه گوید: به فاطمه گفتم: تو را به حق خودم ـ یا مال خودم ـ که بر تو دارم قسم می‌دهم که مرا از سخنانی که پیامبر (ص) به تو فرمود خبر دهی. فاطمه (س) فرمود: من اسرار رسول خدا (ص) را فاش نمی‌کنم.

پس چون پیامبر (ص) از دنیا رفت [دوباره] از فاطمه (س) پرسیدم. فرمود: حال می‌گویم. گریه‌ام برای این بود که پدرم فرمود: جبرییل هر سال یک بار قرآن را بر من عرضه می‌کرد، اما امسال دو بار عرضه کرد و دلیلی نمی‌بینم جز اینکه اجلم نزدیک شده باشد؛ و من گریه کردم. 

سپس پیامبر (ص) به من فرمود: تقوای خدا پیشه کن و در فراق من صبر پیشه نما، همانا من بهترین گذشتگان هستم. و بعد از آن فرمود: ای فاطمه آیا راضی نیستی که سرور زنان جهانیان ـ یا سرور زنان این امت ـ باشی؟ پس من خندیدم.

جابر جعفی از شعبی، جابر از ابوطفیل از عایشه، عروة بن زبیر و ابوسلمه بن عبدالرحمن و یحیی بن عباد از عایشه، فاطمه بنت الحسین و عایشه دختر طلحه از عایشه مانند این روایت را نقل کرده‌اند.


حدیث (2)

محمد بن احمد بن حسن از محمد بن عثمان بن ابی شیبه از احمد بن یونس از لیث بن سعد برای ما حدیث روایت کرده است که: او شنید که ابن ابی ملیکه می‌گوید: از سور بن مخرمه شنید که رسول خدا (ص) فرمود: دخترم فاطمه پاره تن من است، کسی که به او بدی کند به من بدی کرده است، و کسی که او را بیازارد مرا آزرده است.

عمرو بن دینار از ابن ابی ملیکه از مسور این روایت را نقل کرده است. نیز، ایوب سختیانی از ابن ابی ملیکه از عبد الله بن زبیر مانند این روایت را نقل کرده است.


حدیث (3)

فاروق خطابی از ابومسلم کشی از سلیمان بن داوود از عباد بن عوام از هلال بن خباب از عکرمه از ابن عباس برای ما روایت کرد که: رسول خدا (ص) به فاطمه فرمود: «تو اولین نفر از خاندانم هستی که به من ملحق می‌شود».


نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی